X
تبلیغات
رایتل

سرزمین موعود

یکی از لذتهای زندگی در تمدن انسانی

خوب امروز می خوام از جلسه 5شنبه یک خاطره خنده دار بگم. 5شنبه ساعت 8.30 صبح یک جلسه مهم با معاون شهردار و کارشناسای کله گنده بافت فرسوده داشتیم. خلاصه رفتیم و با کلی اسلاید شروع به توضیح پروژه کردیم. قسمت اول همکارم و قسمت دوم من. همکارم که داشت توضیح میداد و منم حوصله ام سر رفته بود... یک آقایی بود که مسئول پذیرایی از ما بود و مدام برای ما چای و شیرینی و میوه می آورد من رو کاغذی که جلوم بود این جمله رو نوشتم: 

(( امروز تو جلسه یک آقایی بود که مسئول پذیرایی از افراد بود، درشت استخوان، ماهیچه ای و با کله ای پرمو و چهره ای چون یک شوالیه 2000 سال پیش. 

افراد جلسه همه نسبت به او نزار و کج و معوج هستند. یکباره با خود گفتم چه لذتی دارد زندگی در تمدن انسانی که غولی چون او را برای نحیفان و نزارانی چون ما رام کرده است.))  

وقتی من رفتم پشت لپ تاپ و مشغول توضیح دادن بقیه اسلایدها شدم متوجه شدم که همکارم مدام به خودش می پیچه و سرفه می کنه و وسط سرفه ها می خنده...  

خیلی اوضاع پیچیده و عذاب آوری بود... نمی دونستم چیکار کنم. به هر بدبختی بود جلسه رو جمع کردیم رفتیم و معلوم شد که همکارم نوشته منو خونده و تمام مدت داشته جلو خنده هاشو میگرفته.